هیتلر که بود؟ (جمعه 21/2/86 ساعت 2:59 صبح)
دردرجه اول او صاحب اراده بود، نیروی اراده ای که با همه دگرگونی ها و شکلها به منصه ظهور رسیده بود. نیروی اراده اش خود را به گونه ای انعطاف ناپذیر و خودرای نمایاند.
این نیروی اراده ، مشخصه ای بود برای گردهمایی های انتخاباتی هیتلر؛این سخنران توده های متعصب،انتقامجوی تسلیم ناپذیر نیرومند و چابک،مرد تصمیم گیریهای صریح،مرد خشمگینی که تمام موانع سر راهش را خرد و نابود می کرد.
اما اراده به تنهایی برای تسخیر یک سرزمین کافی نیست.
استعداد دیگر او حافظه اعجاب انگیزش بود. توانایی خارق العاده ای داشت که می توانست به کمک آن معلومات جامع و گوناگونی از موضوعهای مورد علاقه اش کسب کند.
با این وصف نباید تصور کرد که این خودآموز تسلیم ناپذیر و امین، فاقد هرگونه ظرافت و زیرکی بوده است.رفتار هیتلر به قدری متناقض بود که به نظر می رسید بازیگری مادرزاد است.
حیله گری و شناخت هدف ، شاید خصوصیتی باشد که راز موفقیت او را به بهترین شکلی بیان کند.این مرد که از هیچ مانعی نمی هراسید و به خوبی میتوانست برای اجتناب از بروز شکست و ناکامی با آن کنار بیاید ، با هنر تمام خود را با شرایط وفق می داد.
او تمام زیر و بم دروغ ، لاف ، نیرنگ و ریا را به کار می بست تا به هدف خویش برسد. نقش خود را در برابر ملت، همکاران ، حکومتمردان بیگانه در صحنه جهانی به قدری با موفقیت ایفا می کرد که بهترین تعلیم یافته ها نیز فریفته می شدند.
او تا مدتها عروسک گردان کلیه وقایعی بود که در رایش اتفاق می افتاد. هر آنچه می کرد حساب شده و نیرنگی در آن نهفته بود. تا دم مرگ نیز از عهده انجام نقش رهبری بر می آمد.
استعداد دیگر او داشتن نیروی امواج مغناطیسی خارق العاده بود که به آن حس ششم ذاتی و پیشگویی نیز که غالبا برایش نقش تعیین کننده داشت می افزود.او بطور اسرار آمیزی خطرهایی را که تهدیدش می کرد و نیز واکنشهای پنهانی توده ها را احساس می کرد و به شیوه غیر قابل وصفی مخاطبان خویش را مجذوب می ساخت.
او چون یک مدیوم "" وسیط "" تاثیر پذیر و در عین حال چون یک متخصص خواب مصنوعی "" هیپنوتیسور "" خاصیت ارسال امواج مغناطیسی داشت.
تصورات او در سطحی قرار داشت که دیگر انسانی نبوده و پاره ای از افکارش نقشی از نیرنگ و ریا داشت . نجات یافتن او در سوء قصدها به کمک یک سلسله شرایط بی نهایت اعجاب انگیز مسئله ای قابل تامل است. از این رو شخص او به این باور میرسد که سرنوشت برایش (( رسالتی )) مقدر کرده است.
این انسان خارق العاده با ولع قدرت طلبی و نیاز به فرمانروایی نزدیک بود بنیان جهان هستی را در هم ریزد.
او هیتلری واحد نبود، چند هیتلر در وجود یک تن بود، آمیخته ای بود از :
دروغ و حقیقت ؛ صداقت و بی رحمی ؛ سادگی و تجمل ؛ رافت و خشونت ؛ عرفان و واقع گرایی ؛ هنرشناسی و بی فرهنگی
نیروی محرکه ای که این رهبر توده ها را به حرکت در می آورد ، راحتش نمی گذاشت و به او فرصت تعمق نمی داد. هیتلر چون موتوری مدام با شتاب به پیش می راند . وظایف ، طرحها ، برنامه ها و طرحهای چهار ساله با شتابی گیج کننده یکدیگر را دنبال می کردند . او تجسم زنده فلسفه آلمانی اشتیاق به جاودانه شدن است که تحمل هیچ تاخیری را نداردو هیچ درنگی را جایز نمی شمارد.
هیچگاه مجذوب آینده و یا از آن راضی نبود. به درون گردابی از نو آوریها، آفرینشها، اصلاحات و عملیات جنگی افتاده بود و در هیات الهی که خود را متکی به آن می دانست ، آنرا توجیه می کرد.
او چون ستاره دنباله دار روشنی در دوران تیره روزی و فلاکت ملت آلمان برخواست. آن هنگام ، با زبانی با ملت سخن راند که به آن نیاز داشت و با شوری آتشین وعده هایی داد که در انتظارش بود و به طور کاذب به او انرژی و امید بخشید.
اما... این ستاره دنباله دار در خطی مشی غرور آمیزش سعی کرد با گروه اختران عناد بورزد و قوانین جاودانی کهکشان را نابود سازد و این پایان او بود...
scrivener: Armen Mohammadi